

"تالار مرجع و قرائتخانه دانشکده حقوق و علوم سیاسی به طور کل سوخته است اما به مخزن آتش سرایت نکرده است. به گفته نگهبان ها ساعت ۴ آتش سوزی رخ داده است.گویا شکستن شیشه ها مسئولان را متوجه آتش سوزی کرده و ۵ منطقه آتش نشانی نیروهای خود را برای خاموش کردن آتش به دانشگاه فرستاده اند.به گفته نگهبان ها اتصالی سیم های برق باعث این حادثه بود. نکته اینکه آتش نشانی برای خاموش کردن آتش از آب استفاده کرده و کتاب های مخزن را هم آب برداشته است.مدتی است که دیگر شب ها نگهبان در دانشکده حضور ندارد و به همین دلیل بعد از اینکه آتش همه چیر را در کام خود گرفت انتظامات متوجه حریق می شود.کتابخانه دانشکده حقوق قدیمی ترین کتابخانه دانشگاه تهران است. بدین ترتیب بخشی از بهترین خاطرات ما خاکستر شد."
"شیخی" معاون روابط عمومی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار دانشگاهی "مهر"، افزود: متاسفانه در آتش سوزی نیمه شب گذشته، قسمت اعظم سالن مرجع و قرائت خانه کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران در حریق از بین رفت.

90 درصد سالن مرجع و قرائت خانه کتابخانه دانشکده حقوق سوخته است .

" بچه ها همه مبهوت . قدیمی ها هم آمده بودند تا ببینند بر سر خانه شان چه آمده است. سوخته بود تلی از خاکستر. همانجا که بسیاری نشستند ودرس خواندند و عاشق شدند. حسین بشریه دیگر نیست که ببیند. حالاکنج خلوتش نیز سوخته.
همه چیز سوخته بود. دانشجویان مثل کبوترانی که لانه شان را ویران کرده باشند سرگردان بودند. همدیگر را در آغوش می کشیدند، گریه می کردند و به هم تسلیت می گفتند. "

آنچه که سوخت مشتی کاغذ نبود! آتش اندازان قاه قاه مستانه به سوختن اندیشه می زنند!
یک بار دیگر احساس کردم که به شعورم توهین شده است!
این هفته هفته ی کتاب و کتابخوانی است.....
هنوز معلوم نیست که علت آتش سوزی چیست!
اما انگار پیامی می خواهد به ما داده شود " در هفته ی کتاب و کتابخوانی کتاب آتش می زنیم و شما هیچ غلطی نمی توانید بکنید!
یاد خاطره ای افتادم! سال 79 را می گویم! درست در سالگرد 18 تیر سردار نظری و سایر مامورین حمله به کوی را تبرئه کردند! آنجا هم تاریخ انتخاب شده حامل پیامی بود!

بی اختیار یاد کتابسوزان های تاریخ می افتم! یاد جوردانو برونو ها می افتم! نازی ها را به یاد می آورم!
یاد سخن عمر خلیفه ی مسلبمین می افتم!
پرسیدند حکم کتابهای کتابخانه های ایران چیست؟
پاسخ داد اگر نکته ی هدایت کننده ای دارند که همه در قران موجود است و به آن کتابها نیازی نیست! اگر هم گمراه کننده اند که باید نابود شوند پس همه را بسوزانید یا در آب افکنید!
1400 سال می گذرد! امیدوارم که با دلایل محکمه پسند معلوم شود که عمدی نبوده! ورنه باید گفت اندیشه های متصلب آنقدر منجمدند که گذشت 1400 سال یخشان را باز نکرده!

اندیشه را نه می توان به آتش کشید نه مصلوب کرد!
توضیح: در تهیه ی مطلب بالا از وبلاگ آرش کمانگیر به عنوان منبع استفاده کردم.نکات آورده شده در گیومه قرار گرفته اند!