تبليغاتX
روزنوشت های عمو کیوان
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385
اولین فضانورد ایرانی در فضا / عروج روح سرکش آریایی!

در باب مساله ی ناسيوناليسم(قسمت اول):

 

اولین فضانورد ایرانی در فضا / عروج روح سرکش آریایی!

 

پرده ی اول:

این روزها حتما شنیده اید که یک ایرانی مقیم آمریکا به نام انوشه انصاری* با پرداخت 20 میلیون دلار فردا صبح راهی فضا می شود!

فکر می کنم یک جای کار می لنگد! یا من درست نمی فهمم یا....!!

این روزها تبلیغ زیادی راجع به این موضوع شده است ، غرور ملی هموطنان هم بالازده ! به هر حال اولین ایرانی در فضا و...

اما من نمی دونم که این قضیه کدوم یک از مشکلات روزمره ی ما رو حل می کنه!

فکر می کنم گیر کار در جای دیگری است. زمانی که هویت ای کاذب(غیر عینی) در کمیک ترین حالت خودش بازتولید می شه باید انتظار این تبلیغات رو هم داشت!

پرده ی دوم:

وقتی از اقای ابراهیم یزدی می پرسم این واژه ی گل و گشاد منافع ملی، منافع چه کسی است، منافع مرد فارس بازاری یا زن کرد کارگر . هیچ جواب روشنی به من نمی دهد!

پرده ی سوم:

داریوش فروهر اعلام می کند که اگر مساله ی کردستان بخواهد تمامیت ارضی ایران را به خطر بیاندازد سیاه جامگان(گروهی که داریوش فروهر و اسماعیل تیغ زن برای ضرب و شتم و تهدید چپ ها بعد از انقلاب 57 تاسیس کردند) کردستان را با خاک یکسان خواهد کرد!

پرده ی چهارم:

تنها در قرن بیستم میلیون ها انسان زیر نام دفاع از خاک و میهن! زیر نام دفاع از هویت ملی در جهان کشته شده اند!

 

قله ی دماوند! خاک پر گوهر! تاریخ پر شکوه شاهنشاهی و...

 

همه چیز رنگ و بوی آسمانی به خود می گیرد، هیچ چیز زمینی نیست، هیچ چیز انسانی نیست، همه چیز دست به دست هم می دهد تا زندگی را از حالت انسانی اش خارج کند.

 

باید یک گام جلوتر رفت . در نگاه اول باید ناسیونالیسم را به عنوان یکی از آگاهی های کاذب جامعه ی سرمایه داری مورد تعرض قرار داد و در مرحله ی بعد باید به خصوصیات ویژه ی این نوع از آگاهی کاذب پرداخت و در نهایت با بر قرار کردن رابطه ای دیالکتیکی بین کل و جزء به ارائه ی راهکارهای مشخص برای مسائلی مشخص پرداخت:

 

ناسیونالیسم به مثابه آگاهی کاذب:(ارائه ی پیش فرض های بحث حاضر)

 

آگاهی مستقل از تضادهای زندگی مادی وجود ندارد.

هستی اجتماعی آگاهی انسان را تعیین می کند نه بر عکس!

همه چیز از شرایط مادی و اجتماعی زندگی شروع می شود. اعتقادات مردم برای این شکل می گیرند که به موقعیت خودشان معنی دهند.

ما در جامعه ی طبقاتی زیست می کنیم لذا اعتقادات نظام مندی که مردم درباره ی جهان دارند تنها از دیدگاه نقش شان در مبارزه ی طبقاتی می تواند مورد بررسی قرار گیرد. ایدئولوژی ها را فقط و فقط بر حسب کمک شان به بازتولید یا از میان بردن روابط تولید متداول تحلیل نمود.

برای طبقه ی حاکم مهم است که تولیدکنندگان مستقیم را ترغیب کند تا موقعیت شان را بپذیرند. ایدئولوژی ها با گمراه کردن استثمارشوندگان در مورد موقعیت شان در جامعه سعی در حفظ و بازتولید جوامع طبقاتی دارند در نتیجه منافع طبقه ی خاصی به صورت منافع عموم انسان ها معرفی می شود. طبقه ی حاکم از کنترل خود بر وسائل تولید و دولت برای ایجاد و نگاهداری نهادهای متنوعی که اعتقادات مردم از رهگذر آن ها تشکیل می شود استفاده می کند. زمانی کلیسا** و امروز آموزش و پرورش و رسانه ها! لذا اولا سیادت اقتصادی طبقه ی حاکم از سیادت سیاسی او جدا نیست و ثانیا سیادت سیاسی و اقتصادی او هم از سیادت ایدئولوژیک اش نمی تواند جدا باشد.

بحثی که خواندید قسمت اول از طرحی 6 قسمتی در نقد ناسیونالیسم است. این بحث در واقع دعوتی است به گفتگو درباره ی ناسیونالیسم، از همه ی کسانی که به موضوع علاقه مند هستند دعوت می کنم تا در این بحث شرکت کنند.

پا نوشتارها:

* ظاهرا انوشه انصاری اعلام کرده که دوست دارد ایران را از فضا ببیند! فکر می کنم این خاک پر گوهر را فقط باید از فضا دید ! هر چه دورتر نمای این همه کثافت طبیعی تر!

** این که ننوشتم کلیسا و مسجد به این دلیل است که بحث مسجد اگرچه در کلیت می تواند از همین موضع مطرح شود اما در جزئیات باید به شکاف قدیمی حکومت و مذهب در ایران توجه داشت. شکافی که نهایتا در انقلاب 57 باز فرموله شد.

+ نوشته شده در 10 بعد از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385
"یا سوسیالیسم یا بربریت"(آقای خاتمی لطفا خفه شو!)

" یا سوسیالیسم یا بربریت"(آقای خاتمی لطفا خفه شو!)

چند روزی نبودم! راستش را بخواهید خودم هم ده روزی این جا سر نزده بودم! PC ام خراب شده و تا این یکی را دست و پا کردم خیلی طول کشید!

1- دیروز مراسم بزرگداشت آیت الله طالقانی به مناسبت سالگرد در گذشتش در حسینیه ی ارشاد برگزار شد. با محسن و سیاوش رفتیم سری زدیم! فریبرز رئیس دانا هم آمده بود ! ( :D )

سخنران ها تا آن موقعی که من آن جا بودم عزت الله سحابی، محمد توسلی و هدی صابر بودند! سخنرانی ها هم خیلی افتضاح! از نظر تئوریک خیلی ضعیف و از نظر سیاسی ها واقعا گندیده! درست مثل سازمان هایی که سخنران ها از آن جا می آمدند! نهضت آزادی!!! ملی مذهبی ها!!!

یک جمله از صحبت های هدی صابر توجهم را جلب کرد! می گفت کسانی که واقعه ی 54 را به وجود آوردند( کسانی که بیانیه ی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به مارکسیسم را صادر کردند) به این دلیل منحرف شدند که در محضر آیت الله طالقانی اسلام نیاموخته بودند و در محضری دیگر با اسلام آشنا شده بودند!

تا به حال چنین تحلیل آبدوخیاری از قضیه ی سال 54 نشنیده بودم! این آقای هدی صابر هم معرکه است! جای تاسف است که نقد جدی تقی شهرام به سازمان مجاهدین خلق و از آن کلی تر به کل سنت چپ چریکی و سنتی ایران در سایه ی تصفیه ی شریف واقفی قرار گرفته است!

2- آقای خاتمی دوره افتاده و سراغ هالیوود هم رفته! آقای خاتمی منادی اسلام صلح طلب به غرب شده است! و انصافا امریکا هم خوب برای این هدف تبلیغ می کند! کافی است برنامه های چند شب اخیر VOA را دیده باشد!! ظاهرا آقای خاتمی در یک دانشگاه در آمریکا به تروریست هایی که واقعه ی 11 سپتامبر را افریدند شدیدا حمله کرده و از اسلام صلح طلب گفته است!

Mr.KHATAMI  please, just shut your fucking mouth!

خاتمی تو حق نداری از یازده سپتامبر حرف بزنی چون تا به حال از 67 حرف نزدی! چون تا به حال از خاوران حرف نزدی! تو نمی تونی نماینده ی صلح باشی!

3- ظاهرا پاپ جدید بندیکت در یک سخنرانی به اسلام و پیامبر اسلام حمله کرده و اسلام رو ذاتا دینی خشن و مغایر با منطق، دینی که با شمشیر گسترش یافته دانسته! ظاهرا پاپ جهاد رو مساوی با تروریسم اعلام کرده!

از این طرف هم طبق معمول این غیرت مسلمانان حاضر در صحنه است که همینطور فوران می کند! فکر کنم چند تا نکته رو باید تذکر داد:

الف- اولا ظاهرا پاپ یادش رفته که خیلی وقته کلیسا حق دخالت در سیاست رو نداره! واقعا برای همه ی کشورهای غربی متاسفم که به این روحانی اجازه ی دخالت در سیاست می دهند!

ب- ظاهرا پاپ دوران انگیزاسیون رو فراموش کرده که چطور فقط در اسپانیا 30 هزار نفر زنده زنده سوزانده شدند!

ج- اون چیزی که انسان ها رو در یک جنگ مقابل همدیگر قرار می ده نه تفاوت ها و اختلافات ایدئولوژیک، که منافع عینی طبقات حاکم در فرماسیون اقتصادی- اجتماعی آن دوره ی خاصه! اختلافات ایدئولوژیک برای تئوریزه کردن این مساله تبلیغ می شوند!

یک روز به اسم مذهب و روز دیگر به اسم وطن ، انسان ها کشته می شوند !

با این وضعی که دنیا پیش می ره ، یواش یواش ادعای دموکراسی بورژوایی مبنی بر رها کردن انسان ها داره پوچی خودش رو نشون می ده! جنگ صلیبی!؟؟؟ دخالت کلیسا در سیاست!؟؟؟ قرن بیست و یکم!؟؟؟ فکر می کنم دوباره باید این جمله ی معروف رزا لوکزامبورگ رو فریاد بزنیم که:" یا سوسیالیسم یا بربریت"

 

 

+ نوشته شده در 3 قبل از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.
سه شنبه هفتم شهریور 1385
و این منم!

و اين منم

زني تنها

در آستانه ي فصلي سرد

در ابتداي درک هستي آلوده ي زمين....

 

 ديروز کمپين يک ميليون امضايي براي تغيير قوانين زن ستيز رسما کليد خورد. قرار بود اعلام آغاز اين کمپين در يک سمينار اعلام شود اما درب هاي سالن رعد را به روي فعالين جنبش زن بستند. حکومت جمهوري اسلامي ديروز نشان داد که از گفت و گوي چند ساعته ي زنان در يک سالن سربسته هم وحشت دارد. مساله خيلي ساده است حکومت اسلامي تصميم گرفته است تمام جنبش هاي اجتماعي را سرکوب کند.

اگرچه به طرح کمپين انتقادات بنيادين داشتم اما احساس مي کنم درب هاي سالن را به روي من هم بسته بودند. آن ها مي خواستند به ما بگويند شما مشروعيت نداريد! آن ها مي خواستند به ما بگويند ما بايد به شما حقوقتان را عطا کنيم و اگر نخواهيم نمي دهيم. ولي ما حقوق انساني مان را خواهيم گرفت. اين را به پشتوانه ي تاريخ به قاطعيت مي گويم. تاريخ جوامع انساني پر است از اين مبارزات.

ما نيازي به مشروعيت قانوني نداريم بر عکس اين قانون است که از نظر ما نا مشروع است. و اين متاسقانه پارادوکسي بود که فعالين جنبش زنان را ديروز کيش و مات کرد. وقتي که شيرين عبادي که با آن جايزه صلح نوبل مضحکش که از يک نهاد مضحک بين المللي گرفنه در ميان جمعيت اين جمله ي مضحک را ادا مي کرد:"اقدام اداره ي اماكن مبني بر بستن درب سالن به روي حضار غير قانوني است" خنده ام گرفته بود. خانم عبادي کدام قانون؟ وقتي فقط حرف قانون را بزنيم مشروعيت قانونيمان را به راحتي از ما مي گيرند. ما بايد فرياد بکشيم قانون طبقات فرادست قانون ما نيست!

ما نيازي به سالن نداريم، تاريخ ما در خيابان ها رقم خواهد خورد! خواسته هاي ما از معادلات قدرت ! از چانه زني هاي کثيف دوم خردادي نمي گذرد! خواسته هاي ما از ميان دغدغه هاي روشنفکرمآبانه نمي گذرد! خواسته هايمان را در کوچه پس کوچه ي تهران و در روستاهاي کردستان دنبال خواهيم کرد.

درست همان جايي که مادر هر شب کتک مي خورد ! درست همان جايي که ناموس پرستي به قتل منتهي مي شود! درست همانجايي که هر روز صورت خواهر کبود است! درست همان جا که زني که با مردي هم سن پدرش ازدواج کرده و امروز نمي تواند طلاق بگيرد . چون استقلال مالي ندارد! چون انگ بيوه بودن تا آخر عمر با او خواهد ماند! آهاي خانم هايي که روسري Christian Dior به سر داريد مي شنويد صداي ضجه ي دختر 13 ساله اي را که تن فروشي مي کند؟ مي شنويد صداي دخترکي را که پشت چراغ قرمز فال مي فروشد؟ نه نيازي نيست که خودم ناراحت بکنم که نمي شنويد! اتفاقا خوب مي شنويد ولي خودتان را به نشنيدن مي زنيد!

 اي کاش دست اندرکاران برنامه ديروز سخنراني هاي خود را در خيابان برگزار مي کردند. اي کاش مثل بچه هاي خوب سرمان را پائين نمي انداختيم و از آن جا نمي رفتيم. اي کاش وقتي به دست اندرکاران برنامه مي گفتند امروز برويد پس فردا خودمان بهتان سالن مي دهيم اين دوستان به خاطر مي آوردند كمتر از سه ماه از تجمع 22 خرداد زنان و مردان در ميدان هفت تير مي گذرد. اي کاش به ياد مي آورند که 70 نفر از دوستانمان با خشونت بازداشت شدند. اي کاش به خاطر مي آوردند آنکه با آن ها اين طور مهربان و محترمانه حرف مي زند چه کسي است! اي کاش .... اي کاش.... اي کاش...

سهيل گزارش کرده : "گفتند كه مسئولين ذي ربط به صراحت اعلام كرده اند اين قوانين بر گرفته از شريعت اسلام هستند و در بيشتر كشورهاي اسلامي نيز هيچ اعتراضي به آنها صورت نمي گيرد و اعتراض به اين قوانين در ايران مخالفت با اسلام است. آنگونه كه برخي فعالين جنبش زنان كه به مقامات ذي ربط مراجعه كرده بودند روايت مي كردند توصيه مسئولين، رجوع به كتاب آسماني مسلمانان  و پيدا كردن راهي از ميان متون قرآن بوده است."

مي ترسم مجبور شويم از فردا دنبال همين توصيه برويم! اي کاش محکم مي گفتيم براي ما فرقي نمي کند برداشت شما از اسلام چيست. خواسته هاي ما بشري هستند و ما هم دنبالشان مي کنيم!

 

دوباره نگاه مي کنم به زندگي زناني که دور و برم هستند! دوباره از انسان بودن خجالت مي کشم! دوباره فرياد مي زنم اما متهم به چپ روي مي شوم! متهم به درک نکردن شرايط مي شوم! دوباره به خيلي چيزها متهم مي شوم و دوباره تمام اي کاش هاي ام سر دلم مي ماند!

خسته ام خيلي!

شايد خيلي زودتر بايد بي خيال همه ي اين مسائل مي شدم!

شايد همون شبي که با آرمان و سروش حرف مي زديم و تصميم مي گرفتم بايد پامو کنار مي کشيدم.

اما بهتر که نگاه مي کنم مي بينم من تصميم نگرفتم من تنها راهي که داشتم رو انتخاب کردم!

پانوشت:

1-     در ضمن تو پست قبلي بيانيه هيئت تحريريه ي آرمان نو رو که در واقع انتقادات ما به اين طرح رو شامل مي شه مي تونين بخونين!

2-     بچه هاي ديگه هم آغاز به کار کمپين رو گزارش کردن:

فواد: جنبش زنان در خيابان براي تغيير

سهيل:  کمپين يک ميليون امضايي در حاشيه ي خيابان داغ کليد خورد!

الناز: زنان غير قانوني اند؟!

پريسا کاکايي: صداي ممنوعه ما

 

 

+ نوشته شده در 0 قبل از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.
سه شنبه هفتم شهریور 1385
کمپين يک ميليون امضايي يک گام به پيش ؟

کمپين يک ميليون امضايي يک گام به پيش ؟

 

گروهي از فعالان جنبش زنان با هدف تغيير قوانين تبعيض­آميز و زن ستيز، کمپيني ترتيب داده­اند تا با جمع­آوري يک ميليون امضا و فشار به قانونگذاران، آن ها را وادار به يک سلسله اصلاحات قانوني کنند. تجمع­هاي 22 خرداد سال هاي 84 و 85 در اعتراض به قوانين زن­ستيز شايد مهمترين کنشگري اجتماعي جنبش زنان در سال­هاي اخير بوده است و لذا اين طرح مي­رود تا به هويت جنبشي طيف گسترده­اي از فعالين مسائل زنان تبديل شود. از سوي ديگر در صورت اجرايي شدن اين طرح توده­هاي مردم به شکل مستقيم و در مقياسي انبوه با اين مساله درگير خواهند شد. با توجه به اهميت اين اقدام به عنوان جزئي از بدنه­ي طيف چپ دانشجويان کشور-که مبارزه با استثمار طبقاتي و جنسيتي را تنها راه رهايي انسان مي دانيم و اين مبارزه را در صدر فعاليت هاي خود قرار داده ايم- وظيفه­ي خود مي­دانيم که به انتشار نظراتمان پيرامون اين حرکت و نتايج آن اقدام کنيم.

اصلاح قوانين تبعيض­آميز را گامي در جهت بهبود شرايط زندگي زنان مي­دانيم. توجه اين حرکت به اصلاحات دموکراتيک از درون جامعه­ي مدني نشان مي­دهد که طراحان کمپين پويه­هاي دروني جامعه را به عنوان نقطه­ي شروع حرکت خود انتخاب کرده­اند. طراحان کمپين به درستي دريافته­اند که بهبود شرايط زندگي مردم نه از ميان معادلات قدرت که از راه افزايش آگاهي جمعي و حساسيت بيشتر توده­هاي مردم حاصل خواهد شد.

تجربه­ي جنبش­هاي اجتماعي در سال­هاي اخير نشان مي­دهد که فعالين اين جنبش­ها حالتي اتميزه شده دارند.(1) نقطه­ي قوت ديگري که اين طرح داراست نقش آن در پيوند فعالين جنبش زنان و تقويت آگاهي جمعي است.

کنشگري فعال طراحان کمپين و نيافتادن به ورطه­ي راديکال پاسيفيسم از نکات مثبت ديگري است که در اين طرح لحاظ شده است. با اين همه از آن جا که نقد جدي جنبش زنان را براي موفقيت در مبارزاتش لازم مي­دانيم لذا انتقادات خود را مطرح مي­کنيم:

1- خواسته­هاي مطرح شده براي کمپين بخشي از خواسته­هاي خرده بورژوازي مدرن و روشنفکران اين طبقه را تشکيل مي­دهند. اگرچه به لحاظ فرمي کمپين قصد دارد با توده­هاي مردم ارتباطي ارگانيک برقرار کند به دليل خصلت نخبه گرايانه­ي محتوايي و مطرح نکردن خواسته­هاي عيني اکثريت زنان ايران قادر به توده­اي شدن نيست. فقدان خواسته­هاي مشخص زنان کارگر از جمله شرايط برابر کار، امنيت شغلي و اقتصادي، الغا استثمار خانگي و نيز برخي مسائل عمومي زنان از جمله مساله­ي حجاب و پوشش، خشونت خانگي، تمکين زن از شوهر و قوانين خشونت­آميز نظير سنگسار، خواسته­هاي مطرح شده را از حالت عيني براي زنان خارج مي­کند. اي کاش حداقل طراحان کمپين به اين مسائل اشاره مي­کردند و خواسته­ي برابري قانوني را به عنوان خواسته­اي حداقلي مطرح مي­نمودند.

طراحان کمپين در نظر نمي­آورند که اصلاحات قانوني چون حق حضانت، حق طلاق و ... به دليل شرايط اقتصادي زندگي زنان طبقات فرودست نمي­تواند مورد استفاده­ي آن­ها قرار گيرد. از سوي ديگر بافت اجتماعي ايران، بهره­گيري زنان از قوانين کيفري عليه مردان کارآمد نيست و پرداختن به اصلاحات قانوني جز در چارچوب ديدگاهي کل­نگر که علاوه بر پرداختن به مسائل اقتصادي عرف- که نقش مهمتري نسبت به قانون در بازتوليد فرودستي زنان دارد- را هم در نظر مي­گيرد راه به جايي نخواهد برد.

2- طرح کمپين يک ميليون امضايي براي تغيير قوانين تبعيض­آميز قبلا در مراکش و الجزاير اجرا شده و طرح فعلي برداشتي از آن طرح است. در مراکش که اين طرح به صورت موفقيت­آميز اجرا شد، دولتي ليبرال قدرت سياسي را در اختيار داشت که ضرورت اصلاحات قانوني را مي­پذيرفت اما براي انجام اصلاحات قانوني اراده­ي سياسي لازم را نداشت. قسمتي از حاکميت مراکش از اين طرح دفاع مي­کرد. متاسفانه طراحان کمپين تفاوت­هاي کيفي حکومت ايران و حکومت مراکش را مورد توجه قرار نداده­اند. در کشور ما اسلام سياسي در برابر اصلاحات جزئي مقاومت سخت جان را سازمان مي­دهد و لذا افق روشني براي اين کمپين متصور نيستيم.

3- تجربه­ي نسل اول فمينيسم در کشورهاي غربي نشان داده است که برابري قانوني به رفع تبعيض جنسيتي منتهي نخواهد شد. به محاق رفتن جنبش فمينيستي در اروپا و آمريکا از دهه­ي 1920 که حق راي زنان به دست آمد تا دهه­ي 1960 که گرايشات سوسياليستي و راديکال فمينيسم نمو کردند تجربه­اي است که بايد هر لحظه در نظر اوريم. ما نگارندگان اين بيانيه مردسالاري را نظامي مي­دانيم که ارتباط تنگاتنگي با سرمايه­داري دارد.

اين خصوصيت مشترک هر جامعه­ي سرمايه­داري است که اقتصاد و سياست را جدا از هم نشان دهد. حال آنکه طبقه­اي که مهار وسايل توليد را در دست دارد مهار دولت را هم در دست دارد. ماشين دولتي و تمام متعلقات اندام­واره­اش-نهادهاي حقوقي، نهادهاي مذهبي و قضايي، ارگان­هاي نظامي، ديوانسالاري و...- قدرت سياسي را به عنوان قدرت سازمان يافته­ي طبقه­اي براي ستم بر طبقه­ي ديگر تشکيل مي­دهد. جدايي دولت مدرن از حيات اقتصادي و اجتماعي محصول تضادهاي اجتناب­ناپذير طبقاتي است و بر پايه­ي يک تقسيم وظيفه قرار گرفته است. قدرت سياسي وظيفه­ي اعمال زور را برعهده مي­گيرد و طبقات حاکم فشارهاي اقتصادي به فرودستان وارد مي­کنند. حال آنکه هر دو به کار اضافي توليدکنندگان مستقيم وابسته­اند. اين آشتي در پرتو پذيرش روابط توليد بورژوايي از سوي قدرت سياسي به دست مي­آيد. ايدئولوژي طبقه ي حاکم هم در پرتو همين قدرت سياسي و اقتصادي و از طريق نهادهايي که به باورهاي مردم شکل مي دهند، در ميان توده ها رايج مي شوند. در ايران جدايي و استقلال نسبي حکومت از بورژوازي که به شيوه­اي نيمه بناپارتيستي نمود مي­يابد از طريق امکان سازش با طبقات ديگر و پائين آوردن تضادهاي اجتماعي تنها راه حفظ حاکميت سرمايه­داري است.

با در نظر گرفتن ماهيت طبقاتي دولت و قانون، تجربه­ي شکست خورده­ي فمينيست­هاي نسل اول در کشورهاي غربي و نيز ارتباط تنگاتنگ مردسالاري و سرمايه­داري ، خواسته­ي برابري قانوني تنها خواسته­اي حداقلي براي جنبش زنان است و لذا مطرح کردن اين خواسته به صورتي که آن را به هويت جنبش زنان تبديل کرده و خواسته­هاي اين جنبش را تقليل دهد اشتباهي جبران ناپذير خواهد بود.

4- در طرح اوليه طراحان کمپين استدلال مي­کنند که کمپين مطالبات غيرمشروع و مخالف اسلام را مطرح نمي­کند چرا که جزء اصول دين به شمار نمي­روند و محل اختلاف مجتهدين و علماي دين هستند. طراحان کمپين همچنين مساله­ي اجتهاد را مطرح مي­کنند و از آيت الله صانعي و آيت الله بجنوردي نام مي­برند. چنين به نظر مي­رسد که طراحان کمپين قصد دارند چهره­ي واقعي اسلام را به افکار عمومي نشان داده استدلال کنند که اين برداشت مردسالارانه از اسلام است که حقوق زنان را پايمال مي­کند. طراحان کمپين به اين نکته توجه نمي­کنند که بهترين دفاع از خواسته­هاي مطرح شده انساني بودن آن­هاست و نيازي به دفاع درون مذهبي از اين خواسته­ها نيست. در زمان مشروطه هم جنبش زنان نتيجه­ي خوبي از به کار بردن ادبيات مذهبي نگرفت و اولين شکست جنبش زنان در ايران را شاهد بوديم. از طرفي مطرح کردن بحث اجتهاد که از خصوصيات مذهب شيعه است به مفهوم خارج کردن اقليت قابل توجه سني مذهبان از دايره­ي شمول کمپين است. مطرح کردن بحث اجتهاد به مفهوم اين است که جنبش زنان از اين به بعد اجتهاد مجتهدين در مورد مسائل زنان را خواهد پذيرفت و بايد در انتظار مخالفت آن­ها با طرح خود نيز باشد.

5- يکي از مطالبي که در طرح اوليه ديده مي­شود اشاره به نقش تعهدات بين­المللي حکومت ايران و نهادهاي حقوق بشري و بين­المللي است. آيا فراموش کرده­ايم که اين نهادها در نظام تقسيم کار جهاني همان کارکردي را دارند که در مورد حکومت در ايران به آن اشاره کرديم؟ آيا فراموش کرده ايم که اين نهادها عملا ابزاري براي تحکيم سلطه­ي قدرت­هاي امپرياليست هستند؟ علاوه بر گرايشات کاملا ليبرال که در طرح اين کمپين ديده مي­شود چنين اشاراتي روش مبارزاتي جنبش زنان را در روبناي سياسي به روش ليبرالي شبيه مي­سازد و با تکيه بر اصلاحات از پائين در تناقض قرار دارد. لذا طرح کمپين داراي بعضي گرايشات ليبرالي و برخي گرايشات غير ليبرالي است و به دليل همين تناقض دروني محکوم به شکست است. آيا مطرح نکردن مساله­اي مثل خشونت خانگي و سوء استفاده­ي جنسي در خانواده به مفهوم افتادن در دام اين گرايش ليبرالي نيست که قصد دارد حريم خصوصي افراد را از حريم عمومي زندگي اجتماعي جدا کند؟ آيا چنين رويکردي به بازتوليد اسطوره­ي کانون گرم خانواده منتهي نخواهد شد؟

6- يکي از مطالبات کمپين مساله­ي ديه­ي برابر براي زنان و مردان است. قانون ديه بر پايه­ي مجازات قصاص قرار دارد که خود مجازاتي غير انساني است لذا طرح اين موضوع نه تنها گامي به جلو محسوب نمي­شود بلکه با پذيرش مجازات قصاص گامي در جهت بازتوليد روابط غيرانساني حاکم برداشته­ايم.

7- روشن است که طرح بعضي موارد در اين کمپين به دليل حضور طيف گسترده­اي از فعالين جنبش زنان در آن است. تاکيد مي­کنيم که هر اتحاد عملي که تضادهاي اصلي و عيني را مخفي نگه دارد محکوم به شکست است. فراموش نکنيم که طرح کمپين با برگزاري تجمعات اعتراضي تفاوت کيفي دارد و خصلت هويت­بخشي دارد. علاوه بر تمام اين مسائل باقي ماندن در سطح برابري قانوني ، رهبري جنبش را به فمينيست هاي ليبرال واگذار مي کند. اگرچه وجود مشکلات زنانه اي را که به صورت عمومي زنان طبقات مختلف را رنج مي دهد کتمان نم يکنيم، اما معتقديم ستم جنسيتي ارتباط تنگاتنگي با ستم طبقاتي دارد. بنابراين خوش باورانه است اگر فکرکنيم در جدال براي به دست آوردن آن خواسته هايي که مربوط به طبقات فرودست است زنان بورژوا در کنار آن ها و در يک صف مبارزه کنند. زنان کارگر به صف و پرچم مستقل خود نياز دارند.

در پايان يادآور مي­شويم که بايد از اشتباهات تاريخي جنبش زنان در ايران و کشورهاي ديگر اجتناب کنيم. بر حداقلي بودن خواسته­ي برابري قانوني تاکيد مي­ورزيم و اعتلاي جنبش زنان را هدف خود قرار داده­ايم. افق روشني براي اين اقدام متصور نيستيم و به همين دليل از هم اکنون اعلام مي­داريم که جنبش زنان عليرغم اين شکست احتمالي چيزي را از دست نخواهد داد و بايد فشار خود را براي پايان دادن به هر گونه تبعيض و استثمار جنسيتي ادامه دهد.

از هر گونه نقد و مفاهمه استقبال مي­کنيم و در نوشتارها و مقالات بعدي به بسط تئوريک مطالب ارائه شده در اين بيانيه خواهيم پرداخت.

هيئت تحريريه­ي نشريه­ي آرمان نو

5/6/1385

1- دگرگوني نيروي کار به کالا- که بنياد توليد سرمايه­داري است- انسان­ها را منزوي و منفرد کرده و مانع درک آن­ها از ماهيت نظامي که استثمارشان مي­کند مي­شود. احساس ناتواني انسان­ها- که خود نتيجه­ي مستقيم از خودبيگانگي، شيء وارگي و بت­واره پرستي کالاست- تمکين به سلسله مراتب، پذيرش بوروکراسي و توهمات مذهبي را گسترش مي­دهد و تمام اين­ها انسان­ها را منزوي­تر مي­کند. اين واقعيت­هاي عيني هر جامعه­اي است که در مرحله­ي سرمايه­داري باشد. اما در ايران قدرت همبستگي­هاي عمودي، ضعف جامعه­ي مدني، افزوني قابل توجه عرضه­ي نيروي کار بر تقاصاي آن-که روابط انسان­ها را در مرحله­ي تنازع بقا نگه مي­دارد-، تن ندان حاکميت به اصلاحات دموکراتيک، سرکوب جنبش­هاي اجتماعي مترقي و گسترش نيافتن مبارزه­ي طبقاتي انسان­ها را به طور ويژه منفرد کرده است.     

+ نوشته شده در 0 قبل از ظهر توسط کیوان امیری الیاسی.