
با نيروي همبستگي طبقاتي و مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود
کیوان امیری الیاسی
ساعت 12:30 دوشنبه 20 فروردين 1386 نيروهاي امنيتي با مراجعه به محل کار محمود صالحي از رهبران شناخته شده جنبش کارگري ايران به بهانه حرف زدن در مورد چگونگي برگزاري مراسم اول ماه مه، وي را به دادسراي شهر سقز بردند، در دادسراي اين شهر بعد از ابلاغ حکم دادگاه تجديد نظر استان مبني بر يک سال حبس تعزيري و سه سال حبس تعليقي، نيروهاي انتظامي، محمود صالحي را بازداشت و تحت تدابير شديد امنيتي به بند 9 زندان شهر سنندج انتقال دادند. محمود صالحي در اعتراض به نحوه دستگيري و اجراي حکمش از امضاي ابلاغيه خودداري کرده است. به عبارت بهتر محمود حکمي را که صادر شده است به رسميت نشناخته است. چرا که برگزاري مراسم روز کارگر مستقل از دولت و نهاد هاي کارگري وابسته و خائني چون خانه ي کارگر و شوراهاي اسلامي کار حق طبيعي و انکار ناپذير کارگران است. هيچ کارگري نبايد براي برگزاري روز خود مورد اذيت و آزار قرار گيرد و دستگير و زنداني شود. همچنين جلال حسيني از ديگر فعالين کارگري نيز روز 21 فروردين به دادسراي سقز احضار شده است. جلال حسيني و محسن حکيمي هم هر يک به يکسال حکم تعليقي محکوم شده اند و به آنها گفته شده است در صورت برگذاري مراسم اول ماه مه امسال حکم تعليقي آنها هم تائيد خواهد شد.
بازداشت غير قانوني محمود صالحي(بدون ابلاغ حکم به وکيلش) امکان هر گونه آمادگي را از محمود صالحي گرفتاه است به گونه اي که محمود حتي فرصت نيافت دارو و نيازمندي هاي پزشکي اش را با خود ببرد. محمود صالحي در وضعيت جسمي بسيار خطرناکي به سر مي برد. کليه ي سمت چپ خود را به طور کلي از دست داده و کليه ي سمت راستش با ظرفيت ناقص فعال است. ساعت 5 بعد از ظهر روز شنبه 25 فروردين تعدادي از کارگران سنديکاي خبازان سقز و نيز تعداد زيادي از مردم سقز به نشانه همبستگي با ايشان در محل اين سنديکا تجمع نمودندن است و در اعتراض به دستگيري محمود صالحي دست به سکوت نمادين زدند.در نتيجه ي بورش نيروهاي امنيتي به اين تجمع محمد عبدي پور (از فعالين کارگري و از همراهان محمود صالحي که در اول ماه مه 83 )، سامرند صالحي(فرزند محمود صالحي) و بيش از 20 نفر از کارگران بازداشت شدند. همچنين فردي به نام "علا کرمي" وارد محل کار جلال حسيني شده و ميگويد که قصد کشتن جلال را دارد. اين فرد و همراهانش به ضرب و شتم جلال ميپردازد به طوري که فک جلال دچار صدمه جدي شده است.
محمود صالحي کارگر نانوايي است که از نه سالکي کارگري را شروع کرده است. محمود در جريان کار از خودبيگانيگي و استثمار انسان ها را درک کرده است . او در تشکيل سنديکاي کارگران خباز نقشي محوري ايفا کرده است. اين کارگر پيشرو و آگاه بيش از شش سال از عمرش را به خاطر دفاع از طبقه ي کارگر و مبارزه با مناسيات غير انساني در زندان سپري کرده است. بارها وبارها مورد شکنجه واذيت وآزار قرار گرفته است و در اثر شکنجه، دچار فتق، شکستگي ناخنهاي دست، پا و دندهايش شده است.
محمود صالحي در سال 1383 با مسئول کنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد کارگري تماس برقرار کرد و به بازگويي مشکلات و مسائل کارگران ايران پرداخت. متعاقب آن محمود صالحي براي ايجاد حرکت مستقل اول ماه مه در سال 83 کوشش زيادي به خرج داد. در نتيجه ي اين اقدامات او و شش تن از همرزمانش(جلال حسيني، محسن حکيمي، برهان ديوارگر، هادى تنومند، اسماعيل خودکام، محمد عبدى پور ) بازداشت شدند درنتيجه ي بازداشت محمود صالحي و ديگران فعالين کارگري مراسم اول ماه مه در سقز ناتمام ماند اما محمود و همرزمانش ادامه ي مراسم را در زندان برگزار کردند. فشارهاي مختلف به اين فعالين از همان لحظات اول بازداشت آغاز شد اما در پاسخ به اين فشارها محمود و ديگر فعالين کارگري دست به اعتصاب غذا زدند تا با اين کار صداي خود را به تمام انسان هاي آزادي خواه و برابري طلب دنيا برسانند. خبر دستگيري اين فعالين کارگري و نيز اعتصاب غداي آن ها با جنبش حمايتي بي نظيري متشکل از صدها نهاد کارگري و انسان دوست در سراسر دنيا پاسخ داده شد. در نتيجه ي کارزار وسيع و متحدانه اي که در داخل و خارج از کشور براي آزادي اين فعالين کارگري ايجاد شد. محمود و ساير فعالين کارگري دستگير شده به قيد وثيقه هاي سنگين موقتا آزاد شدند. وثيقه هاي سنگيني که براي آزادي اين فعالين طلب شده بود به هيچ وجه در حد استطاعت اقتصادي آن ها نبود. وثيقه ها به همت مردم قهرمان سقز جمع شد. (براي هر کدام از فعالين سند حدود 15 تا 20 خانه در شهر سقز گرو گذاشته شد) محمود از اين خاطره در اهميت گره خوردن جنبش کارگري با خواست هاي توده ي مردم يا به عبارت بهتر توده اي شدن مبارزات استفاده مي کرد. طي اين چند سال محمود و ساير همرزمانش همواره در دادگاه ها در رفت و آمد بودند، اين مبارزين رهايي طبقه ي کارگر اما در تمام اين مدت و در دادگاه هاي مختلف از منافع طبقه ي کارگر دفاع کرده اند و قدمي عقب نشيني نکرده اند. در حاليکه که اعتراضات کارگري گسترش بافته و قدم هاي مهمي در راه اتحاد عمل کميته هاي کارگري برداشته شده است، کارگران شرکت واحد اعلام تجديد انتخابات سنديکاي خود را نموده اند و فعالين کارگري عزم راسخ خود براي برگزاري اول ماه مه را اعلام نموده اند و در شرايطي که جنبش معلمان وارد فاز جديدي از مبارزه ي خود شده است و معلمان اعلام کرده اند که علي رغم همه ي فشار ها و سرکوب ها تا رسيدن به خواسته هاشان دست از مبارزه برنخواهند داشت؛ بازداشت و محکوميت محمود صالحي و احضار جلال حسيني که در انتظار حکم نهايي دادگاه تجديد نظر بسر مي بردند، آنهم در آستانه برگزاري مراسم اول ماه مه بيانگر اين واقعيت است که بورژوازي و حکومت اسلامي از جنب و جوش جنبش کارگري و به صحنه آمدن نيروي سوم (نيروي کارگران و زنان، نيروي همه ي انسان هايي که براي دنيايي بهتر مي جنگند) به طور عام و فعاليت فعالين و پيشروان کارگري براي برگزاري هر چه با شکوه تر مراسم اول ماه مه به طور خاص در وحشت است.
به راستي چرا حاکميت که بر قله ي انرژي هسته اي تکيه زده است از محمود صالحي و همرزمانش مي ترسد؟ در شرايطي که جدال اسلام سياسي(به پشتوانه ي سرمايه ي رانتي و قشرهاي ديگري از سرمايه) و سرمايه ي جهاني در منطقه ي خاورميانه و به خصوص در ايران به مرحله ي حادي رسيده است و هر دو طرف با جنگ افروزي افق سياهي را مقابل روي مردم ايران قرار داده اند. هر دو طرف از به ميدان آمدن جنبش هاي اجتماعي به خصوص جنبش هاي کارگري و زنان مي ترسند چرا که اين جنبش ها راهکار را در چانه زني يا تعيين تکليف خشونت آميز در راس هرم قدرت نمي جويند. اين جنبش هاي مصمم به رجوع به خواست راديکال توده هاي مردم براي ايجاد دنيايي بهتر هستند. تمام ترس هر دو طرف آمدن نيرويي به صحنه است که دست کليت سرمايه را از جان انسان ها کوتاه کند و در برابر هر گونه مناسبات غير انساني قد علم کند. هر دو طرف از حضور نيرويي در هراس اند که هم به چکمه پوشان آميريکايي نه بگويد و هم در برابر اسلام سياسي قد علم کند. هر دو طرف از حضور نيروي سومي که فردايي روشن را براي مردم ايران ترسيم کند در هراس اند. بدون شک محمود صالحي در صف اول اين نيروي سوم ايستاده است. بورژوازي و حکومت اسلامي از سازمان يابي طبقه ي کارگر مي ترسد. ايران عضو سازمان بين المللي کار است و مقاوله نامه هاي ۹۸ و ۸۷ سازمان بين المللي کار را در ارتباط با آزادي تشکل ها امضا کرده، اما عملا از اجراي اين مفاد سرباز مي زند. محمود صالحي در صف مقدم مبارزه براي تشکل هاي مستقل کارگري نبرد کرده است. بورژوازي و حاکميت مي دانند که محمود صالحي از چه درجه اي از اعتبار و محبوبيت نزد کارگران ايران و مردم کردستان برخوردار است. آن ها خوب مي دانند که محمود صالحي به يک سنت و جنبش اجتماعي-کارگري تعلق دارد. تمام اين ها دلايل وحشت سرمايه داري از مبارزيني چون محمود صالحي است.
در نتيجه ي تلاش و مبارزه ي محمود صالحي و ديگر فعالين کارگري سازمان جهاني کار 15 فوريه را به عنوان روز حمايت بين المللي از جنبش کارگري اعلام کرد. بدون شک مبارزه ي محمود و همرزمانش براي برگزاري مراسم اول ماه مه سال 83 در تلاش براي سازمان يابي کارگران موثر بوده است. نقش مبارزه ي آنان و نيز تلاش پيگير و متحد براي آزادي اين فعالين در شکل گيري کميته هاي کارگري از جمله "کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري" و "کميته ي پيگيري براي ايجاد تشکل کارگري"، "کميته ي دفاع از کارگران بيکار انکارناپذير است. (محمود صالحي سخنگوي کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري است) زماني که سازمان جهاني کار شوراهاي اسلامي کار و خانه ي کارگر را به عنوان تشکل کارگران ايراني به رسميت شناخت محمود صالحي ساکت ننشست و بي پرده به سازمان جهاني کار به دليل به رسميت شناسايي شوراهاي اسلامي و خانه کارگر اعتراض کرد. او به کنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد کارگري نوشت:" همانطور که مطلعيد چند روز پيش نماينده ي سازمان جهاني کار در تفاهم نامه اي با وزارت کار ايران و خانه ي کارگر، عملا شوراهاي اسلامي را با ايجاد تغييراتي مطابق مقاوله نامه هاي سازمان جهانى کار دانسته و آنها را به عنوان نماينده کارگران خواهد پذيرفت. شخصا فکر نمي کنم اين تفاهم نامه هيچ واکنشى در جنبش کارگرى ايران برانگيزد، زيرا کارنامه ي شوراهاي اسلامي نزد کارگران ايران روشن تر از اينهاست. به رسميت شناخته شدن شوراهاي اسلامي از جانب سازمان جهاني کار وقفه اي در مبارزه ما براي ايجاد تشکل هاي واقعي مان ايجاد نمي کند. ما کارگران ايران مي دانيم که بايد به نيروي مبازره خودمان تشکلهامان را بسازيم و نگاه داريم و موجوديت آنرا به دولت و صاحبان سرمايه ايران بقبولانيم. در اين مبارزه طولانى البته روي نيروي همبستگي کارگران کشورهاي ديگر حساب مي کنيم. کنفدراسيون جهانى اتحاديه هاي کارگري آزاد که يکى از سه رکن سازمان جهاني کار است بايد از حق ما براي ايجاد تشکل در ايران دفاع کند و به تفاهم نامه اخير سازمان جهاني کار رضايت ندهد. خوشحال مي شوم که مرا و همه ي کارگران ايران را از نظرات و اقداماتتان در درباره اين تفاهم نامه مطلع سازيد." نام محمود صالحي از جنبش کارگري ايران حذف ناشدني است محمود صالحي زبان گويا و راديکال طبقه ي کارگر ايران و مردم کردستان است. سکوت در برابر بازداشت او پشت کردن به تمام دست آوردهاي طيقه ي کارگر در سال هاي اخير است.
تاکنون کميته ي هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري ، هيئت موسس اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار، اتحاد کميته هاي کارگري، اتحاد بين المللي در حمايت از کارگران در ايران، انجمن صنفي کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، کارگران نساجي شاهو، کارگران نساجي کردستان، جمعي از کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه، جمعي از کارگران کارخانه پرريس، جمعي از کارگران اخراجي آلومين، جمعي از کارگران پتروشيمي کرمانشاه، جمعي از کارگران عسلويه، کارگران گرداننده سايت شورا، کميته ي دفاع از حقوق دستگير شدگان اول ماه مه، فعالين جنبش لغوکار مزدي، جمعي از كارگران و فعالين کارگري شهرستان نقده و ده ها کميته ي کارگري و حزب سياسي در خارج از کشور ضمن محکوم کردن بازداشت محمود صالحي خواستار آزادي بي قيد و شرط او شده اند. همچنين انترناسيونال كارگران ساختمان و صنايع چوب که نمايندگي 350 اتحاديه و 12 ميليون کارگر در سراسر جهان را به عهده دارد، اتحاديه ي کارگران ساختماني جنگلداري مهدن کاري و انرژي استراليا، رئيس کميته همبستگي بين المللي اتحاديه کارگران خدمات عمومي آنتاريوي کانادا، کال لارسون و هانس اينده(دو عضو کميته روابط خارجي پارلمان سوئد) با ارسال نامه هايي به احمدي نژاد خواستار لغو احکام صادره عليه کارگران سقز و آزادي فوري و بدون قيد و شرط محمود صالحي شده است. در اين ميان سکوت معني دار و آغازين سنديکاي اتوبوسراني و نيز نپيوستن اين سنديکا به اتحاد کميته هاي کارگري و زمزمه ي برنامه ي مستقل در اول ماه ماه پرسي برانگيز و غير قابل گذشت است.
راهکار بازداشت فعالين جنبش هاي اجتماعي براي ممانعت از برگزاري آکسيون هاي اعتراضي مساله ي جديدي در مبارزات آزادي خواهانه و برابري طلبانه ي مردم ايران نيست. پيش از اين و در سال هاي اخير از همين حربه در مقابله با جنبش هاي دانشجويي و زنان قبل از مراسم 16 آذر و 8 مارس استفاده شده است. محمود صالحي بهتر از هر شخص ديگري دلايل بازداشتش را در نامه اي به گاي رايدر توضيح داده است:" در واقع دستگيري من سه هفته قبل از اول مه 2007 يک اقدام سياسي است و نه قضائي. آنها مرا در اين شرايط معين دستگير کردهاند تا برگزاري مراسم مستقل اول ماه مه امسال دچار مشکل شود و تلاش کارگران ايران براي ايجاد تشکلهاي مستقل از دولت دچار سستي گردد." سوالي که بايد به آن پاسخ داد اين است : آيا ايجاد فضاي رعب و وحشت مانع برگزاري گسترده مراسم اول ماه مه امسال مي شود؟
محمود صالحي از فعالين کارگري است که سنت برگزاري مراسم مستقل اول ماه مه را در بدترين شرايط در کردستان زنده نگاه داشته است. به عبارت بهتر نام محمود صالحي با برگزاري مراسم مستقل روز کارگر در ايران گره خورده است. او اثبات کرده است که به برگزاري مراسم اول ماه مه در کوهستان هاي کردستان و در اطراف شهرها يا در سالن هاي سربسته رضابت نمي دهد و خواستار کشيده شدن اين مراسم به خيابان هاست. جايي که توده هاي بي شمار کارگر مي توانند به شيوه اي راديکال به بيان خواسته هاشان بپردازند. امسال جنبش کارگري و متحدانش مراسم اول مه را نه فقط در کردستان بلکه در گوشه گوشه ي ايران برگزار خواهند کرد و شعار آزادي محمود صالحي را سر خواهند داد و تاکيد خواهند کرد که با ايجاد صف همبستگي طبقاتي ونيروي مبارزه متحدانه محمود صالحي از زندان آزاد مي شود. محمود صالحي در شرايطي که در زندان سنندج در بدترين شرايط جسمي به سر مي برد محکم و استوار پاسخ اين حربه ي بورژوازي و حاکميت را مي دهد:" اما آنها از اين نکته غافلند که من متعلق به يک جنبش اجتماعي – کارگري هستم. آنها غافلند که من و ساير فعالين کارگري و مردم مبارز به شيوه جمعي کار ميکنيم. اين جنبش با اين شيوه کار هميشه اين امکان را دارد تا جاي خالي افرادش را پر کند. حتي اين احتمال وجود دارد که فعالين جنبش کارگري در چنين شرايطي بر ميزان فعاليت خود به لحاظ کمي و کيفي بيفزايند و مراسم مستقل روز جهاني کارگر را باشکوه تر از قبل برگزار کنند. اين امکان وجود دارد که تلاش براي ايجاد تشکلهاي مستقل کارگري مضاعف شود." امسال براي اداي دين به محمود صالحي و تمام مبارزيني که براي برگزاري مراسم اول ماه مه و دفاع از منافع طبقه ي کارگر جنگيده اند با شکوه تر از هميشه و با شعار آزادي محمود صالحي به استقبال آن خواهيم رفت.