
گزارشي از اخبار جنبش کارگري در چند ماه اخير
کیوان امیری الیاسی
در چند ماه اخير اعتراضات گسترده ي معلمان، اعتراض به بازداشت محمود صالحي، برگزاري مراسم با شکوه اعتراض آميز در تهران توسط کارگران، مقاومت کارگران کردستان، تلاش براي تشکل يابي هر چه بيشتر کارگران و تعيين حداقل دستمزد در سال 86 مهم ترين مسائل مربوط به جنبش طبقه ي کارگر بوده است. در اين مختصر شرحي از تحولات جنبش کارگري در چندماهه ي اخير ارائه مي شود.
در روز 20 فروردين محمود صالحي (سخنگوي کميته ي هماهنگي و از رهبران جنبش کارگري ايران) بازداشت و تحت شديد ترين تدابير امنيتي به زندان سنندج منتقل شد. از آن زمان بازداشت صالحي موجب اعتراضات گسترده ي چپ ها و فعالين كارگرى در ايران و ساير نقاط جهان شد . در جريان مراسم روز جهاني کارگر، کارگران در خيابان هاي تهران فرياد "محمود صالحي آزاد بايد گردد" سر دادند. محمود صالحي در نامه اي به تاريخ 13/4/2007 به گاي رايدر ضمن توضيح در مورد نحوه ي بازداشت و وضعيت خود را اعلام کرده بود :"اما آنها از اين نکته غافلند که من متعلق به يک جنبش اجتماعي- کارگري هستم. آنها غافلند که من و ساير فعالين کارگري و مردم مبارز به شيوه جمعي کار ميکنيم. اين جنبش با اين شيوه کار هميشه اين امکان را دارد تا جاي خالي افرادش را پر کند. حتي اين احتمال وجود دارد که فعالين جنبش کارگري در چنين شرايطي بر ميزان فعاليت خود به لحاظ کمي و کيفي بيفزايند و مراسم مستقل روز جهاني کارگر را باشکوه تر از قبل برگزار کنند."
فعالين کارگري و تشکل هاي مستقل کارگري در روز 11 ارديبهشت در محل مراسم خانه کارگر(ورزشگاه شيوردي) با شعارها و پلاکاردهاي خودشان حاضر شدند و مورد استقبال گسترده ي توده ي کارگران قرار گرفتند. با سر داده شدن شعارهاي "سنديکاي مستقل حق مسلم ماست" ٬ " سنديکاي مستقل احيا بايد گردد" ٬ "تشکل اعتصاب حق مسلم ماست" کارگران اجازه ندادند که نهاد هاي وابسته و ضدکارگري مراسم را آنجور که مي خواستند برگزار کنند.. کارگران با هو کردن از سخنرانيمحجوب(دبير کل خانه ي کارگر) استقبال کردند و در يک حرکت نمادين با پشت کردن به تريبون خواستار سخنراني نمايندگان واقعي کارگران شدند. در نهايت حدود 5 هزار کارگر به خيابان مفتح آمده و به سمت ميدان هفت تير راهپيمايي کردند. جمعيت شعارهاي "وزير بي ليافت استعفا , استعفا" و "دولت, مجلس؛ شعار نده , عمل كن" و "مرگ بر ظالمين" و "مرگ بر سرمايه دار" سر داده بودند و پلاکارد "محمود صالحي آزاد بايد گردد" را در جلوي جمعيت حمل مي کردند. زماني که نيروي انتظامي و يگان ويژه به کارگران حمله ور شد با مقاومت کارگران عقب نشست و تظاهرات تا نزديکي ميدان هفت تير ادامه يافت که سرانجام با حضور گسترده ي پليس ضد شورش پايان گرفت. كارگران شعارهاي "مرگ بر حامي سرمايهدار"، "نيروي انتظامي؛ خجالت، خجالت" را بلندتر از هر زمان ديگري فرياد مي کشيدند.
جنبش معلمان در جریان اعتراض به عدم تصویب لایحه ی نظام هماهنگ پرداخت وارد مرحله ی تازه ای شد. مبارزه ی پیگیرانه، مصمم و سازماندهی شده و همچنین مبارزه ی سراسری از مهمترین ویژگی های جنبش معلمان در مرحله ی فعلی بوده است. اعتراضات معلمان که از تجمع 15 بهمن مقابل مجلس آغاز شد با اعتصاب ۳۰ بهمن و ۱ اسفند ادامه یافت. و سرانجام در یک اقدام گسترده در روز 2 اسفند، 5000 معلم در برابر مجلس دست به تجمع زدند . 3 روز بعد به طور خود جوش 1500 معلم بار ديگر مقابل مجلس تجمع كردند.. معلمان در دو تجمع گسترده(حدود 15000 نفر) 15 اسفند و 17 اسفند خود قاطعیت خود را اثبات کردند و تاکید کردند:" اکنون تشکل ها قدرت خود را به رخ مسئولين کشيده اند" در جریان تجمع 23 اسفند 183 نفر از معلمان و همينطور چند نفر از اعضاي كانون صنفي معلمان بازداشت شدند كه در حدود 50 نفر از اعضاي كانون صنفي معلمان تا نیمه ی فروردین از زندان آزاد نشدند. معلمین همچنین در 24 اسفند از رفتن بر سر كلاس هاي درس خودداري كردند و روز شنبه 26 اسفند در برابر مجلس براي آخرين بار در سال 85 دست به تجمع زدند كه حضور بي سابقه ي نيرو هاي انتظامي مانع از شكل گيري منسجم تجمع شد . مبارزات معلمان در سال 86 هم ادامه یافته است و به نظر می رسد در شرایط فعلی کمک به گره خوردن مبارزات معلمان به سایر مبارزات طبقه ی کارگر باید به عنوان مساله ای محوری مورد توجه قرار گیرد.
مبازات کارگران ايراني در چند ماهه ي گذشته همچنان ادامه داشته است از آن جمله مي توان به دور جديدي از فعاليت هاي سنديکاي شرکت واحد پس از يک دوره ي افول اشاره کرد. اعضاي اين سنديکا به شکل فعالي و در کنار ساير فعالين کارگري در مراسم روزجهاني کارگر در تهران شرکت کردند. شعارهاي "سنديکا سخنران!" و "اسالو سخنران!" بارها توسط کارگران سر داده شد. پيش از آن منصور اسالو که در دي ماه از زندان آزاد شده بود در نامه اي به فدراسيون بين المللي حمل و نقل خواستار کمک هاي مالي آن سازمان به سنديکا شده بود . همچنين اسفندماه گذشته منصور اسالو به اتهام اقدام عليه امنيت داخلى وتبليغ عليه نظام به دادگاه انقلاب احضار شد. تعداد قابل توجهي از فعالين کارگري در برابر محل برگزاري دادگاه تجمع كردند وحمايت خود از منصور اسالو را ابراز داشتند . در اسفندماه سرانجام كارگران شرت واحد موفق شدند به بخشي از مطالبات خود دست پيدا كنند و مقرر شد 50% حقوق دوران تعليق همه ي كارگران به استثناي 3 نفر پرداخت شود.
مقاومت و تداوم مبارزه ي کارگران کردستان از ديگر مسائل قابل ذکر در چندماه گذشته بوده است. اعتصابات گسترده، تجمع و راخپيمايي کارگران نساجي کردستان، نساجي شاهو و کارخانه آلومين در دي ، بهمن و اسفند ماه نمونه ي قابل توجه اين مبارزه بوده است. از نکات قابل توجه در مورد مبارزه ي کارگران در کردستان، حضور موثر اتحاديه ي سراسري کارگران اخراجي و بيکار براي کمک به سازمان يابي هر چه بيشتر کارگران بوده است.(در روزهاي پياياني فروردين ماه نخستين مجمع عمومي اتحاديه ي سراسري كارگران اخراجي و بيكار برگزار شد.) تجربه ي سال هاي اخير نشان داده است که هر جا تشکل هاي کارگري قوي تر عمل کرده اند و اعتراضات از حالت اتميزه بيرون آمده اند اعتراضات تاثير گذارتر٬ مستمرتر و هدفمندتر بوده است. به عنوان مثال مي توان به مبارزات کارگران شرکت واحد و کارگران نساجي کردستان اشاره کرد.
کارگران کردستاني در نهايت با برگزاري مراسم روزجهاني کارگر در سنندج و با سازماندهي اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار، کميته هماهنگي براي ايجاد تشکل کارگري غرب کشور و جمعي از کارگران و فعالين کارگري سنندج قاطعيت خود در امر مبارزه را اثبات کردند. مهمترين خواست تجمع کنندگان آزادي محمود صالحي بود که در بند اول قطعنامه منعکس شد. در قطعنامه ي اين مراسم علاوه بر اعتراض به دستمزد هاي زير خط فقر ، قراردادهاي موقت و سفيد امضا، نابرابري هاي معيشتي در سايه نظام سود و سرمايه، دستگيري فعالين کارگري ، معلمان و پرستاران و کار کودکان؛ تبعيض هاي جنسيتي و قوميتي نيز محکوم گرديده بود. در اين بيانيه ضمن اشاره به بهداشت و آموزش رايگان براي همه، لغو مجازات اعدام و سنگسار، حق داشتن مسکن مناسب و رايگان براي همه، هر گونه جمگ افروزي محکوم شده بود. کارگران همچنين حمايت قاطعانه ي خود از مطالبات معلمان را به عنوان بخشي از طبقه کارگر اعلام کرده بودند. در جريان مراسم روز جهاني کارگر در سنندج 13 کارگر بازداشت شدند. از اين ميان خالد سوراي در روز 19 ارديبهشت؛ و اقبال لطيفي ، يدالله مرادي، طيب مولايي ، فارس گويليان، صديق امجدي، حبيب الله کلکاني، محي الدين رجبي، صديق سبحاني، طيب چتاني و عباس اندر ياري در روز 20 ارديبهشت آزاد شدند اما شيث اماني و صديق کريمي تا زمان نگارش اين متن همچنان در زندان به سر مي برند.
اواسط اسفندماه گذشته سرانجام حداقل دست مزد توسط هيات سه جانبه (متشكل از نماينده ي دولت٬نماينده ي كارفرمايان و نماينده ي تشکل هاي وابسته ي کارگري) تعيين شد . 183 هزار تومان در ماه(روزي 6 هزار تومان) اين تصميم اعتراضات فعالين كارگري را برانگيخت چرا كه اين مبلغ باعث كاهش قدرت خريد كارگران و افزايش فاصله ي دستمزد آنان تا خط فقر واقعي مي شود . کار به جايي رسيده است که حتي نمايندگان انجمن هاي اسلامي كار در شهر هاي مختلف هم در مورد پايين بودن حداقل دستمزد گلايه کرده اند. نکته ي قابل توجه آن است که صاحبان سرمايه از پرداخت همين حداقل حقوق به کارگران خودداري مي کنند به عنوان مثال كارگران شركت هاي پيمانكاري توليدات دامي در استان ايلام در قبال 11 ساعت كار روزانه 90 هزار تومان دريافت مي كنند و به کارگران اخراجي اداره ي پست کرمانشاه گفته شده است اگر حقوق 60 هزار تومان در ماه را قبول کنند مي توانند به کار بازگردند. همچنين حدود 95% از اعتراضات کارگري در سال 85 به دليل تعويق پرداخت حقوق کارگران رخ داده است. اين آمار از سويي از اهميت اين موضع خبر مي دهد و از سوي ديگر نشانه اي است براي اين که جنبش کارگري در فاز دفاعي قرار دارد. فقدان اتحاديه هاى قدرتمند و سراسري كارگرى و وجود ارتش عظيم بيکاران از دلايل تدافعي بودن جنبش کارگري در ايران هستند. در اين شرايط کمک به سازمان يابي کارگران براي دفاع از حداقل داشته هاشان، تاکيد بر سراسري شدن مبارزات (95 % اعتراضات مبناي مشترک دارند) و کمک به سازمان يابي ارتش بيکاران(به خصوص براي جلوگيري از به وجود آمدن شکاف در صفوف طبقه ي کارگر) مي تواند جنبش کارگري يک قدم به جلو هدايت کند.
از ديگر اعتراضات مهم کارگري در ماه هاي گذشته مي توان به اعتراضات کارگران کارخانه هاي يخچالسازي بوژان، چيني البرز، پارسيلون خرم آباد، شرکت ايران صدرا، شرکت پترو ماد شيمي، شرکت پاميکو و کارگران کنف کار گيلان در بهمن ماه؛ اعتراضات کارگران مترو و کارگران کارخانه هاي كاغذ سازي كارون، پروفيل پارس، قوه ي پارس، كلاچ قزوين، كشت و صنعت شوشتر، يخچالسازي لرستان، شركت خدمات ترابري برق تهران، شركت صنايع الكترونيك دماوند، شركت در هاي پيش ساخته ي شهيد رجايي مازنداران، شركت كشتي سازي اروندان، شركت صنايع فلزي ، شركت رامشير در پالايشگاه گاز پارس جنوبي و شرکت ايرانيت تهران در اسفندماه؛ اعتراضات كارگران شركت هاي خدماتي و پيمانكاري شهرداري منطقه يك تبريز، اداره ي پست كرمانشاه، شهرداري منطقه 4 اهواز، شهرداري ماهشهر، شهرداري آبادان و کارگران کارخانه هاي صنايع فلزي، صندوق نسوز خرم، قند ياسوج، شركت توسعه ي صنايع پزشكي، شركت صنعتي مهاباد و شركت جهادنصر کرمانشاه در فرودين ماه؛ اعتراضات كارگران قراردادي پالايشگاه نفت آبادان، كارگران اخراجي شركت زمزم كرمان، كارگران شرکت قوه پارس قزوين، پارس لحيم قزوين، کاغذ سازي کارون، مجتمع مس سونگون، صنايع گرمايشي البرز قزوين، كارگران اخراجي شركت آرد سفيد ورامين، كارگران اخراجي اشكان چيني و صيادان بوشهري در ارديبهشت ماه اشاره کرد. کارگران در جريان اين اعتراضات به عدم پرداخت حقوق معوقه، اخراج کارگران، قراردادهاي موقت و رفتار ناشايست پيمانکاران، عدم بازگشت به کار و خصوصي سازي اعتراض کرده اند. کارگران همچنين از روش هاي اعتراضي متنوعي استقاده کرده اند که از آن ميان مي توان به تجمع در محل ورودي کارخانه براي تعطيل کردن کارخانه، اعتصاب و دست کشيدن از کار، تجمع در مقابل مجلس، دفتر رياست جمهوري، فرمانداري، استانداري ، شهرداري ، دادگستري، اداره ي کار ، در محل خانه ي کارگر و در محل دفتر مرکزي شرکت ها، تجمع به همراه خانواده ها، راهپيمايي و اعتصاب غذا استفاده کرده اند. در ميان اعتراضات فوق تعدادي از اهميت بيشتري برخوردار بوده اند. از آن جمله مي توان به اعتراضات کارگران كارخانه ي كشت و صنعت شوشتر و کارگران پارسيلون خرم آباد اشاره کرد. اولي به دليل حضور بسيار گسترده ي کارگران(12000 کارگر در اين اعتراض شرگت کردند) و دومي به دليل حضور گسترده ي کارگران دراعتراضي شديد(1000 کارگر در اعتصاب غذا شرکت کردند) اهميت دارند. همچنين اعتراضات کارگران شركت صنايع فلزي، شهرداري ماهشهر و كارگران اخراجي شركت زمزم كرمان به دليل سبک اعتراض مهم هستند. کارگران صنايع فلزي به خيابان ريختند و در شهر تهران اقدام به بستن خيابان کردند؛ کارگران شهرداري ماهشهر دست از کار جمع آوري زباله ها کشيدند؛ همچنين كارگران اخراجي شركت زمزم كرمان همراه با خانواده هاي خود در محل ورودي کارخانه دست به تجمع زدند. اعتراضات کارگران مترو به دليل حساسيت مترو در بحث خدمات شهري و نيز موضوع اعتراض مهم است؛ کارگران مترو(که نقشي استراتژيک دارد و اعتصاب در آن مي تواند براي حکومت گران تمام شود) به خصوص سازي معترض بودند و از اين منظر نسبت به اعتراضات کارگران کارخانه هاي يخچالسازي بوژان(به عدم پرداخت بيش از ۲سال حقوق معوقه) و كارگران كاغذ سازي كارون( به عدم پرداخت 12 ماه حقوق معوقه) در موقعيت تعرضي تري قرار داشتند.
نکته ي ديگري که در مورد تحولات چند ماه اخير قابل ذکر است همبستگي کارگران ايراني با هم و نيز اعلام همبستگي کارگران ديگر کشورها بوده است. جمعي از کارگران ايران خودرو با صدور بيانيه اي به مناسبت ۱۵ فوريه (روز همبستگي جهاني با کارگران شرکت واحد) خواستار بازگشت به کار کارگران اخراجي و تعليقي شرکت واحد شدند. همچنین شوراي همكاري تشكل ها و فعالين كارگري و همين طور جمعي از كارگران نفت و گاز و پتروشيمي خوزستان با صدور بيانيه هاي جداگانه اي از مبارزات معلمان حمايت كردند. اگر چه كارگران در روند مبارزات خود به اين نتيجه ى مهم و حياتي مي رسند كه منافعشان با منافع ديگر كارگران در ارتباط تنگاتنگ است اما همبستگي کارگران ايراني همچنان ضعيف است، اعتراضات به صورت اتميزه دنبال مي شود و در نتيجه امکان سرکوب اعتراضات افزايش مي يابد. تشکل يابي طبقه ي کارگر مسلما به تقويت احساس همبستگي کارگران کمک خواهد کرد. در بيانيه اي كه توسط جمعي از تشكل ها و فعالين كارگري در اسفند ماه انتشار يافت "شوراي همكاري فعالين و تشكل هاي كارگري" به منظور گام برداشتن در راه "وحدت طبقه ي كارگر" و "اتحاد عمل داوطلبانه و آزاد" اعلام موجوديت كرد. كميته هماهنگي براي ايجاد تشكل كارگري، كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري، اتحاد كميته هاي كارگري، انجمن فرهنگي، حمايتي كارگران و جمعي از فعالين كارگري در تشکيل اين شوراي همکاري نقش محوري را بازي کرده اند. اميد است که تشكيل شوراي هماهنگي تشكل هاي كارگري بتواند به تشکل يابي طبقه ي کارگر کمک کند.
كميته ي دفاع از محمود صالحي نيز به منظور تلاش براي آزادي صالحي و كمك مالي به خانواده ي وي توسط فعالين كارگري در ايران تشكيل شد .همچنين در چند ماه اخير به همت بخشي از فعالين کارگري ايران کمپين " کارگران ايران تنها نيستند" راه اندازي شد که در سطح وسيع بين المللي حمايت طبقه کارگر جهاني را از مبارزات طبقه کارگر در ايران همراه خود داشت. در چند شهر اروپا و امريکاي لاتين اين حمايت با برگزاري آکسيون هاي اعتراضي در جلوي سفارت خانه هاي حکومت ايران همراه بوده است. پس از بازداشت محمود صالحي كمپين جهاني كارگران ايران تنها نيستند اعلام كرد كه حركت خود را با تمركز بر آزادي محمود صالحي ادامه خواهد داد . همچنين مي توان به نامه هاي ارسالي از سوي كنفدراسيون بين المللي اتحاديه هاي كارگري ٬ انترناسيونال كارگران ساختمان و صنايع چوب ٬ سنديكاي كارگري ث.ژ.ت فرانسه و اتحاديه كارگران جنگلداري و معادن و انرژي استراليا به مسئولان جمهوري اسلامي ايران که اعتراض شديد خود را نسبت به بازداشت محمود صالحي اعلام كرده بودند و خواستار آزادي او شده بودند اشاره کرد. در اقدام ديگري تظاهراتي حمايتي از محمود صالحي و معلمان بازداشتي در شهر هامبورگ با حضور عده اي از فعالين چپ ايراني و فعالين کارگري آلمان در مقابل کنسولگري ايران در هامبورگ برگزار شد. در جريان اعتراضات معلمان ايراني هم تعدادي از معلمان آرژانتين زير عنوان "معلمان ايران تنها نيستند!" همبستگي خود را با جنبش معلمان در ايران اعلام کردند.
نکته ي ديگري که در مورد تحولات جنبش کارگري در چند ماه اخير قابل توجه است، حضور دانشجويان در صحنه ي مبارزات کارگري بوده است. دانشجويان چپ که استراتژي شان اتحاد جنبش دانشجويي با جنبش کارگري است در مراسم 1 مي به صورت گسترده حاضر شدند و در امر خبررساني مبارزات کارگري کوشيده اند. همچنين گرايشاتي که گره خوردن خود به مبارزات موجود کارگري را به عنوان هدف اساسي خويش مطرح کردند در اين چند ماهه اعلام موجوديت کرده اند، اين در حالي است که فراخواني براي استفاده از دانشجويان بسيجي به عنوان اعتصاب شکن معلمان ابلاغ شده است. دانشجويان بسيجي تربيت معلم رجايي و تربيت معلم حصارک کرج (و البته دانشجويان بسيجي در دانشگاه هاي علامه طباطبايي، تهران، شريف و.... ) قرار است در خدمت سرمايه داري و حکومت اسلامي به سرکوب اعتصابات احتمالي معلمان کمک کنند.